مراحل رشد - تاریخ: 1397/12/19 ساعت: 22:56
ماهها و حتی حدود یک سال و نیم از آخرین پستم میگذره الان علی یک سال و نه ماهشه اول شهریور 96غلت زد(دوماه ونیم) 6ماهگی نشست و یکسالگی راه افتاد از همون یکسالگی و حتی قبلتر حرف میزد اما اوج بلوغ حرف زدنش یکسال و نیمگی
زندگی - تاریخ: 1397/12/19 ساعت: 22:56
یه روزی میومدم اینجا از دلتنگی هام می نوشتم ،دلتنگی برای بچه دار شدنحالا من نزدیک دوسال میشه که مامانم مامان بودن خیلی سخته یه روزایی شادی،بچه هم شاده و تو هزارتا ایده و برنامه برا بهتر شدن حالت داری
اکمال نعمت من - تاریخ: 1396/3/26 ساعت: 1:56
ساده نویسی های یک دختر 23 سالهعاشق همسرم هستمدانشجوی ارشد روانشناسیو دلم میخواد زود زود مامان بشم انشاءالله...تفریحات زندگیم :بودن با همسر و خانواده و دوستاممسافرت رفتنحفظ قرآنفیلم دیدن و کتاب خوندنکافه گردی و رستوران گردیدوست داشتنی هام؛ شکلات و نوشیدنیروانشناسی کودک و بچه ها ^____^
.......... - تاریخ: 1396/3/8 ساعت: 17:21
ساده نویسی های یک دختر 23 سالهعاشق همسرم هستمدانشجوی ارشد روانشناسیو دلم میخواد زود زود مامان بشم انشاءالله...تفریحات زندگیم :بودن با همسر و خانواده و دوستاممسافرت رفتنحفظ قرآنفیلم دیدن و کتاب خوندنکافه گردی و رستوران گردیدوست داشتنی هام؛ شکلات و نوشیدنیروانشناسی کودک و بچه ها ^____^
ماه 9 - تاریخ: 1396/2/8 ساعت: 20:46
چقدر طولانیه این دوران خوش بارداری...چه صبری خدا به یک زن میده تا این ماهها رو یکی یکی بگذرونی اولش فقط ذوق و شوق تموم شدن و رسیدن به دقیقه نود رو داری اما به آخر که میرسی سنگین شدن و نفس تنگی و کمردرد از یک طرف، انتظار برای درد زایمان و اینکه چجوریه و از پسش برمیای از طرف دیگه و هول کامل شدن هفته ه...
... - تاریخ: 1396/1/27 ساعت: 5:38
خوشحالی یعنی اتاق نی نی عزیزت رو بچینی #به تاریخ6فروردین96
انتظار - تاریخ: 1396/1/4 ساعت: 21:43
روزهای سختیه...اما شیرین! انتظار و انتظار و انتظار تا ماه شش خیلی سخت نبود برام خداروشکر، نهایتش پادرد های مختصر و چیزهای کوچیک بود اما حالا یکم که راه برم یا بشینم یا کاری بکنم، کمردرد امانمو میبره...تازه فقط کمر درد نیست،پایین دنده هامم درد عجیبی میپیچه،تو یه سایت نوشته بود پاهای نی نی هست که به
تحویل سال - تاریخ: 1396/1/2 ساعت: 6:13
سلام مامانی من امسال اولین سالیه که تو با من هستی اولین مشهد رو خداروشکر امام رضا قسمتم کردند و از 23تا28اسفند باهم مهمونشون بودیم... خیلی باصفا بود مامانی، درسته که زود خسته میشدم یه کوچولو سختم بود، اما با تو بودن بهترین حس دنیاست من و تو و بابایی :))))) دیروز هم تولد حضرت زهرا و اولین روزی بود که
خواب عشق - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 14:16
دیشب یه خواب خیلی قشنگ دیدم ازونایی که حال آدمو خوب میکنه و از خاطرش نمیره. خواب دیدم تو حرم امام رضا آقا سخنرانی کردند بعدم از نزدیکی،ماها رفتند بیرون و یه ربع بعد با لباس سفید ساده اومدند و مشغول تمیز کردن مضجع شریف شدند، منم که داشتم ذوق مرگ میشدم رفتم یه جایی پیدا کردم که ازشون عکس بگیرم،اول نشد...
این روزام - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 14:16
حالم خوب نیست ،مریضم چند روزه...همش سعی میکنم خوب باشم خوشحال باشم سرمو به خیاطی و... گرم کنم اما نمیشه که نمیشه! ته ته قلبم یه چیزی گم شده خدایا تو کمکم کن معنای زندگیمو پیدا کنم
منِ هیچ - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 14:16
حالم کاملاً معلومه دیگه اصلاً قصد پنهان کردن بدیش رو هم ندارم...هروخ حال و حوصله جایی رو ندارم به همسری میگم بگو حالش خوب نبود نیمد...واقعنم خوب نیست،مگه حال خوب فقط جسمیه!؟ خو روحی هم خیلی مهمه خیلییییییی همش دنبال کارایی هسم که حالمو بهتر کنه،سرگرمم کنه...اما همش مثه مسکّن میمونه فقط لحظه ای خوبم ...
ناکام - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 14:16
عرفه امسال هم مثه دوسال قبل ناکام ماند رفتن و برگشتن! دلم عرفه ای میخواد در کربلا... یاحسین :'( پ ن :حاجت چیست؟ وقتی میگویی به من (( و خِرلی فی قضائکَ و بارک لی فی قدرکَ حتی لااُحبَّ تعجیلَ ما اخّرتَ و لاتاخیرَ ماعجّلتَ...)) خدایا با جمع بین دعا و حاجت و رضاًبرضاک چه کنم؟؟؟؟؟
هورااا - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 14:15
27شهریور با یک تغییر بزرگ و خآص موهامو کوتاه کردم
دی:-) - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 14:15
پس کِی هوا سرد میشه تا من مانتو پاییزیم رو بپوشم #خرید_تهران #ایرانی_بخریم #سلبون
غدیر من - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 14:15
یکی از بهترین غدیرهای عمرم بود دیشب خونه مامان خوابیدم که روز عید مهمون داشتن بهشون کمک کنم(شب هم بندری خوردیم به به :)) بعدش از صپ به مامانی کمک کردم اما ظهر که مهمونا اومدن، سعیده خانم گف یه خواب خوب برات دیدم ولی نگف چه خوابی بعد ناهار گف خیلی خواب خوبی بود، دیدم زایمان کردی و اومدیم دیدنت یه دخت...
روز بعد غدیر - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 14:15
فقط به مانده گفتم و رفتم تست خریدم... مثبت شد خدایااااااااا یعنی واقعاً درسته؟خیلی امیدوارم اما مثه خواب ها میمونم، مثه کوری که حالا بینا شده ولی هنوز دیدن رو باور نکرده خدایا بهترین هدیه ی عمرم رو بعد از همسری گلم از تومیخواااااام ممنونم ازت،ممنونم
عیدیِ من - تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 14:15
الان حدود پنج هفته است که تو با منی و یک هفته که من این بودن رو میدونم...خیلی حس عجیبیه، خیلییییییییی، اون چیزی که با تموم وجودم از خدا میخواستم الان با منه اما من حسش نمیکنم...هنوز تغییر خاصی در من به وجود نیومده، شاید برا همینه که هنوز برام باور نکردنیه بهترین حس دنیا بودن توئه مامانی تو که هدیه ی...

برچسب‌های مرتبط

خواب عشق | خواب عشقم | خواب عشق دیدن | خواب عشقمو دیدم | خواب عشق قدیمی | خواب عشق بازی | خواب عشق تو | عشق خواب یه آهوی | خوابی عشقم | تعبیر خواب عشق